+تو همان جرعه آبی که نشد وقت سحر، بزنم لب به تو و زود اذان را گفتند!
بعضی تماس ها هست کل هفته ذهنت درگیرشونه که مبادا یه وقت واقعنی زنگ بخورن.. (که البته دیر و زود داره ولی..) یه سری تماس ها هست کلی تله پاتی میکنی ، موج مثبت میفرستی تو کاینات دست دعا میزنی به دامن خدا بعد وقتی زنگ میزنن انگار نه انگار که این همه کار کردی که بشه دلت میخواد گوشی رو خرد کنی رو تلفن :)
دلم برای اون تماس های پر انرژی، بیرون رفتنای خوش بگذر، حرفامون، مسخره بازیا… برای تو تنگ میشه! عاخه مگه میشه؟! ینی فراموش کنم که تو دیگه اون مریم همیشگی واسه من نمیشی؟!
اینقد که من انیمیشن wall-E رو دوست دارم، اتاقم رو اونقد دوست ندارم چون هیچ وقت خدا مرتب نیست خخخ :]
یه کتاب اومد بگیره مهمون شدن خونه مون :) بنده خداها فریز شدن ولی بستنی و فالوده چسبید فقط حق تعالی استرحامی نمود که در آغوش خانواده یخ نزدیم هوالباقی شیم!
تو این دمای پنجاه درجه هم عطسه زدن چیز مضحکیه! فک میکنن سرما خوردی تو این گرما! ^_^ حساسیت دیگه.. چه میشه کرد؟
همینطوری : الحمدلله !
همین..
midnight memories ...ما را در سایت midnight memories دنبال میکنید
برچسب: 538,538 polls,53,530 area code,538 podcast,53 kg in pounds,53 by the sea,531,535i,53 bank near me, نویسنده: بازدید: 145